رشد آستانه تحمل مدیران،بالاترین هدیه به منتقدان!انتقاد

این روزها در برخی از محافل و مشخصاً بعضی از سایتها شاهد انتشار مطالبی در باره سرنوشت وعده استانداری مازندران مبنی بر اهدای جوایز به رسانه ها و نویسندگان منتقد از مدیران اجرائی استان بوده ام که البته باید اعتراف کنم که طرح مجدد این موضوع نیز همانند طرح اولیه آن برایم مشمئزکننده و ناخوشایند بود!

چرا که منتقدان باید از فرایند ارتباطات تاثیرگذار دور بمانند تا استقلال عاطفی و فکری خویش را برای ورود بیطرفانه به اتاق جراحی انتقاد حفظ کنند و اگر بنا به هر دلیل و توجیهی،منتقدان وامدار مدیران گردندٰ اولاً خیلی کمتر از گذشته محتمل است که به روند نگاه و پردازش انتقادی شان استمرار بخشند و ثانیاً با توجه به ایجاد انتظارات جدید، آستانه تحمل مدیران پائین آمده و مشاجرات و مقابله ها اوج خواهند گرفت و لاجرم منتقدان در مراحل سخت تری برای بروز اندیشه های تابناکشان قرار می گیرند!

اگر چه طرح اندیشه تجلیل از منتقدان با اهدای جوایز از سوی مدیران دستگاههای مورد انتقاد به انگیزه بالابردن ظرفیت مدیران و تغییر نگرش های اشتباه و تندروانه برخی از مدیران در دشمن پنداری منتقدانٰ، طرحی قابل ستایش است، اما تجربه شخصی ما از چنین جلساتی و نتایج آن، غالباً به سمت متهم شدن منتقدان به چرب شدن سبیلها و ماست مالی کردن عملکردهای قابل انتقاد مدیران در یادداشت های بعدی پیش می رود و در مجموع اگر هم این تجارب تلخ تکرار نشوند، تداعی ناخوشایندی است!

ضمن اینکه در یک فضای ناخواسته و به محض طرح این قضیه در رسانه های استان ما شاهد به میدان آمدن منتقدنماهای جدیدی بودیم که بوی کباب به مشامشان رسیده و عجولانه و با کمترین تدوین و جمع آوری مدارک و ادله برای قرارگرفتن در سیاهه های پیشنهادی اصرار داشته و فضای انتقادی رسانه ها را مخدوش کرده بودند که الحمدالله بعدها که متوجه شدند از جایزه خبری نیستٰ خیلی زود کنار کشیده و گویا اصلاً ورودی هم نداشتند!

بهرحال من در همان روزهای اولیه ای هم که این مسئله مطرح شده بودٰ طی چند یادداشت اعلام کرده بودم که اگر برقراری این مراسم با هدف پنهانِ دادن حق سکوت و شرمنده سازی منتقدان و یا بعبارتی بخاطر ایجاد رفاقت و مسائلی از این قبیل باشد، این تصمیمی اشتباه است، چرا که مدیران ما عمدتاً تازه کار و فاقد تجارب کافی مدیریتی اند و حذف نعمت انتقاد سازنده و منصفانهٰ بنوعی محروم کردن مدیران اجرائی از چراغهایی است که با قلم منتقدان روشن می گردند!

اتفاقاً پیشنهاددهندگان و بانیان برگزاری همایش تجلیل از منتقدان که حقیر را هم برای عضویت در هیئت داوری و گزینش منتقدین برتر بلحاظ حجم و عمق انتقادات برگزیده بودندٰ، متقاعدم کردند که واقعاً هدفشان باج دهی و حق سکوت دهی و از این حرفها نیست و البته حقیر هم بخاطر عدالت و رعایت انصاف،به شرط حذف گزینه خودم از سیاهه نهایی منتقدان برگزیده، وارد جلسه شدم  که در نهایت بیطرفی و پس از بررسی های مفصل مقالات و یادداشت هایی که توسط روابط عمومی و امور بین الملل استانداری احصاء شده بود،با توجه به قلت سهمیه جوایز، نهایتاً در گزینشی دشوار بین آن همه افراد دارای استحقاق و شایسته، ده نفر را به استاندار محترم پیشنهاد کردیم که ظاهراً ماجرا با درز محتوای مذاکرات جلسات هیئت داوری به بیرون، بیخ پیدا کرد و بخاطر کثرت گلایه های مطروحه توسط صاحبان امتیاز رسانه های مکتوب و مجازی و دیگر تشکلات ذیربط از گزینش بعضی ها و عدم گزینش بعضی های دیگر، استانداری محترم نیز احتمالاً در یک جمع بندی مصلحت اندیشانه صورت مسئله را پاک کرده و عطای آن را به لقایش بخشیده و همایش مذکور را عملاً ملغی کرد!

حقیقتاً من بخاطر برخی از نگرش ها و نگرانی هایم از این انصراف خوشحال هم شدم و با خودم گفتمٰ خوب شد که منتقدان سیری نخوردند که دهنشان بو دهد تا اگر در فردا روزی از مدیری انتقاد کنندٰ یک وقت خدای نکرده گفته نشود که حقوق و مزایا و پاداش و جایزه آقایان دیر شده و دست به قلم شده اند!

حالا هم از همه صاحبان قلم و بویژه منتقدان محترم می خواهم با مناعت طبع همیشگی خویشٰ نه تنها پیگیر این جوایز مسئله ساز و بی مناسبت نباشندٰ بلکه از طرح آن توسط دیگران هم استقبال نکرده و اتفاقاً خدا را هم شاکر باشند که این همایش به هم خورده تا زبان کسی علیه آنها دراز نشده و آنها راحت تر و فارغ البال تر از همیشه بتوانند به ایفای رسالت نقد سازنده خود بپردازند.

یادمان باشد که انتقاد سازندهٰ و ارائه راهکار، مثل امر به معروف و نهی از منکر، یک تکلیف شرعی و شعبه ای از یک جهاد مقدس است و ما نباید قداست آن را با مطالبات و انتظارات و معاملات و سایر تجلیات مادی مخدوش کرده و احتمالاً اگر هم مقامی تعارفی کرده و بعد هم پشیمان شدهٰ، منتقدان نباید آن را پیگیری کرده و یا در همایش های مناسبتی دیگرٰ مثل روز خبرنگار، با تقاضاهای احتمالی از عزت نفس شان بکاهند.

آنچه که مهم است، بالارفتن آستانه تحمل و ضریب بردباری مدیران به هنگام رویت انتقادات جدی منتقدین و کنترل عواطف و هیجانات خشم در خویش است که گاهی به تهدید و توهین نسبت به منتقد منجر می گردد و اینجاست که می توان به آقایان گفت که:ما را تحمل بکنید، هدیه پیشکشتان!

صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه-۱۴/۵/۹۰