خبرنگاران را چو دَریابید، دُریابید!
مدیران محترم دستگاهها
خبرنگاران را چو دَریابید، دُریابید!

17 مرداد هر سال که به مناسبت سالروز شهادت خبرنگار شهید صارمی به عنوان روز خبرنگار نامگذاری شد، بهانه ای برای آنالیز وضعیت و موقعیت خبرنگارانی است که در سخت ترین شرایط، بالاترین بهره ها را به جامعه رسانده و کمترین مواهب را نصیب خویش می کنند.
در نگاهی جامع به این موضوع باید یادآور شوم که خبرنگاران در جامعه ما دارای شرایط پر نوسانی اند، گاهی در حد یک فرشته ستایش می شوند و گاهی هم بایکوت و پشت درب اتاق کار مدیران از توفیق ملاقات و مصاحبه محرومند، گاهی انعکاس واقعیتها از آنها افرادی محبوب می سازد و گاهی هم مغضوبند، گاهی از آنها برای حضور در جلسات مهم دعوت و گاهی هم عذر آنها از جلسات معمولی خواسته می شود و در این خصوص از اینگونه تناقضات به وفور می توان نمونه ها را ردیف کرد.
نگارنده بر این عقیده است که خبرنگاران به عنوان سرمایه های گران اجتماعی جامعه، از پتانسیل های متکثر و ناشناخته ای بهره مندند که اگر آنها را درست دریابیم و به اندازه کافی به آنها میدان دهیم و در تنگناهای واقعیت ها و تلخ گوئی های حقیقت طلبانه با آنها مدارا کنیم، بی تردید آنها را همچون دُرهای ارزشمندی می بابیم که طی آن قابلیتهای پنهان شان در هدایت جامعه و افکار عمومی به سوی آرمانها و آرزوهای سعادت جویانه بروز خواهد کرد و در فرایند سلسله کارکردهای تاثیرگذارشان، به راحتی قادر به حل بسیاری از مشکلات جامعه اند که به تجربه ثابت شده است که در شرایط مشابه از مدیران جامعه برنمی آید.
رمزگشائی اجتماعی امیدها و یاس ها، سازگاریها و پرخاشها، رویکردها و پشتکردها، اعتمادها و بی اعتمادی ها، باورها و ناباوری ها، آگاهی ها و بی خبری ها، هنجارگرائی ها و هنجارشکنی ها، قانونمداری ها و قانون گریزی ها، شیدائی ها و تنفرها، رضایت ها و نارضایتی ها، ارتباطات و قطع رابطه ها و دهها عنوان اجتماعی دیگر در جامعه ای که مردم خبرنگارانشان را باور دارند، هنرهائی اند که از سرانگشت های آنها تراوش می کند تا یکبار دیگر به اعجاز قلم پی برده و حکمت سوگند الهی را دریابیم!
مدیرانی که با خبرنگاران می ستیزند، مانند پدران ناشی و ناتوانی اند که کمترین نافرمانی و عدم انطباق رفتاری و گفتاری و پنداری فرزندانشان را با ذهنیت های خود، به مثابه دشمنی انگاشته و بجای اصلاح، به مبارزه و نابودی آنها می اندیشند و در اصل با سرعت هر چه تمامتر از یک فرصت، تهدید می سازند و در همین راستا خود، خانواده و جامعه را در معرض آسیب های اجتماعی و امنیتی قرار می دهند!
نباید تردید داشت که اینگونه افراد با چاقوی جراحی، قصابی می کنند و به هیچوجه با ظرفیت تحمل بالای نظام و مقامات آن که در راس همه مقام معظم رهبری قرار دارند، سنخیت و مطابقتی نداشته و اینگونه بداخلاقی ها نه تنها کمکی به نظام نیست، بلکه خوراک سازی برای رسانه های استکباری است که می خواهند از کاه، کوه بسازند و چند صباحی بازار سمپاشی و جوسازی علیه نظام ما را گرم داشته باشند!
البته حساب خبرنگاران معدود بی تعهدی که تعمداً آب به آسیاب دشمنان ریخته و خیانت در امانت می کنند و نهایتاً هم سر در آخور بیگانگان فرو برده و از آنجا ارتزاق می کنند، از حساب لشکر بیشمار خبرنگاران متعهد کشورمان که انصافاً بی نظیر و استثناء های قضای رسانه های مجازی و غیرمجازی اند، کاملاً جداست و شناسائی و تعیین تکلیف آنها نیز بعهده هیچکس، بجز مسئولین امنیتی جامعه نیست!

خبرنگاران تجلی کامل حضور مردم در صحنه اند که با خطرپذیری ها، سختی پذیری ها و مسئولیت پذیری های خود، جور آحاد مردم را خریده و جامعه را شیشه ای و شفاف نگه می دارند تا مردم در ترازوی محاسبات دقیق حوادث مهمه، تصمیمات درست تری برای چگونگی مداخله و نقش آفرینی اتخاذ کنند!
قلم های خبرنگاران، همانند سلاحهای نامرئی برای مقامات جامعه اند که در قالب کلمات مولد یک خبر، به قلب بیگانگان و بدخواهان شلیک شده و ضمن خنثی سازی شبیخون خبری دشمنان، موفق ترین پاتک ها را برای بدل زدنهای متقابل طراحی می کنند تا نگذارند جامعه خودی، شبیه قلعه های بی دفاع، فتح شوند!
حضور خبرنگاران در محافل و جلسات، امکان پنهان کاری، رانت خواری، معامله گری، دوگانگی و دوران پاسخگو نبودنها را به پایان برده و ضریب امنیت تصمیمات بزرگ سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی را بالا می برد، چرا که خبرنگاران زمینه های دفاع از منافع ملی و مصالح عمومی جامعه را فراهم و یا تقویت می کنند.
خبرنگاران، مشعلداران جامعه در تاریکی زدائی و درست آزمائی از عملکردهای مدیران بوده و بعبارتی چشم و گوش مردم در جلسات و نشستهای بالادستی های جامعه اند تا کسی نتواند با کم کاری، کژکارکردی، ندانم کاری، دوباره کاری، موازی کاری، تداخل کاری، بدکاری، حیف و میل، بریز و بپاش، پارتی بازی، سوگیری و دهها جلوه غلط دیگر، با سرنوشت جامعه و مردم، بازی و یا به غلط معامله کند!
حالا از شما می پرسم که در فراگرد نگاه جامع به پدیده مذکور، تدبیر مدیریتی کدام گزینه را تائید می کند؟!
1-تحمل تلخی حقیقت گوئی ها و واقعیت گرائی های خبرنگاران و استفاده از پتانسیل پنهان نقش آفرینی های تعیین کننده آنها در مسائل مهمه داخلی و بین المللی؟!
2-اصرار بر خنثی کردن قلم خبرنگاران با اعمال فشار و بایکوت های مدیریتی و تقویت بی اعتمادی مردم به خبرنگاران خنثی و احتمالاً متملقانی که روشنگری نمی کنند؟!
اگر چه تکریم خبرنگاران در17مرداد، امر ممدوحی است، اما کسانیکه لحظه های عمرشان را با فداکاری، ایثار و تحمل بدنامی، تحریمها و تهدیدها پشت سر می گذارند، بیش از این مراسم نمادین، مستحق توجه اند!
امروزه خبرنگاران علاوه بر مطالبه صبوری از مدیران در چشیدن داروهای تلخ اما شفابخش خبر و نقد و تحلیل، چشم انتظار نهادینه سازی و روال سازی قانونی دستورات، وعده ها و حتی عملکردهایی هستند که هرساله و بنا به تشخیص مدیران ارشد جامعه در خصوص آنها صادر و اعمال می شوند و همواره این نگرانی وجود دارد که در صورت عدم تمایل مدیران ارشد جامعه، همه این توجهات پایان می پذیرند!
انصافاً این انتظار، انتظار درستی هم هست، چرا که پاداش ها همواره در معرض کمبود ها و کسری بودجه ها هستند و اگر این محبتها، به حق مبدل نشوند، اولاً دچار افت و خیزهای غیرمتداول شده و ثانیاً با توجه به تداعی گدائی منشی، شان خبرنگاران را دچار تنزل عینی کرده که این با عزت نفس آنها منافات دارد!
به هر حال اگر چه تاکید ما به خبرنگاران عزیز این است که کار خبرنگاری، در عین حالیکه یک شغل است، اما ریشه در عشق دارد و کسی که عاشق نیست، نمی تواند در درازمدت و در فراز و فرود بی مهری ها دوام بیاورد، اما در همان حال اصرار داریم که هنر مدیران نیز در احیای قابلیتها و شکوفائی استعدادها و بالفعل کردن بالقوه های جامعه از جمله خبرنگارانی است که ذاتاً فعال و پویا عمل کرده و نسبت به پیشه اجتماعی خود احساس مسئولیت حرفه ای می نمایند و ما باید به دُر وجودشان اندیشیده و آنها را قربانی مطالبات پائین دست نکرده و بخاطر بسترهای مناسب مستتر در سرزمین شغلشان، در آنها سرمایه گذاری کرده و بذرهای مناسب پاشیده و خوشه های کلان کوتاه و درازمدت را در فصل برداشت به انتظار بنشینیم.
از قول حافظ باید به مدیران محترم عرض کرد که همچون سمن بویان به جامعه نظر کنند، چرا که آنها:
سرشک گوشه گیران را چو دَریابند، دُریابند / رخ مهر از سحرخیزان نگردانند، اگر دانند!
دوای درد عاشق را کسی کو سهل پندارد / ز فکر آنان که در تدبیرِ درمانند، درمانند!
صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه-17/5/90
انگیزه،دروازه ورود به دهکده جهانی ارتباطات است که بارزترین قابلیتش، عروج به اوج برترین قله های نوین و مدرن عصر انفجار اطلاعات است، فلذا فروتنانه منتظر نظرات شما در صعود به فراسوی اهداف ناب موعودیم.