همگام با نامزدهای انتخاباتی مازندران

مقبول طبع مردم صاحب نظر!

                      بس نکته غیر حسن بباید که تا کسی / مقبول طبع مردم صاحب نظر شود

اصطلاحاتی در جامعه ما ورد زبان مردم است که مثلاً "فلانی آدم خوبی است" و یا اینکه "فلانی نیتش پاک است" و از این قبیل جملات که همین نگرش هم مقدمه رویکرد بخشی از جامعه را به اینگونه افراد و زمینه واگذاری مسئولیتها و امانتها را فراهم می آورد و اگر چه برخی از این رویکردها، منجر به شکوفائی استعدادهای ناشناخته در عرصه مدیریت می شود، اما بارها و بارها هم ما شاهد عدم توفیق کسانی بوده و هستیم که علیرغم همه خوبیهای اخلاقی و رفتاری، بخاطر عدم برخورداری از دانش و مهارت مدیریتی، نه تنها به توفیقی دست نیافته اند، بلکه دستاوردهای مدیران قبل از خود را نیز به هدر داده و ناکامی سازمان تحت مدیریت خود را به ارمغان آورده اند.

علت اصلی این ناکامیها، اتکای افراطی به یک بعد از معیارهای تعیین صلاحیت افراد یعنی همان تعهدگرائی  و نیز نگاه یکجانبه به دانش بدون تجربه و نیز به تجربه بدون دانش است، در حالیکه ضمانت موفقیت در هر مسئولیتی، در توجه همزمان به دو بعد تعهد و تخصص طراحی شده و ما نمی توانیم تنها با اتکاء ناقص به یک بعد، همه لوازم و شرایط را مهیا تلقی کنیم و طبعاً هر چقدر که مسئولیتها بالاتر باشند، این دقتها و دغدغه ها باید جدی تر گرفته شوند،چرا که جبران ناکامیها در مسئولیتهای مهم، گاهی ناشدنی است.

با این مقدمه باید یادآور شد که فرایند حضور در انتخابات و مسئله نمایندگی مردم در مجلس شورای اسلامی نیز از جمله همین مسئولیتهای مهم است که نماینده علاوه بر ایفای نقشهای ملی و بین المللی در بالاترین نهاد رسمی نظام، بایستی عالی ترین خدمات و توجهات را به مردم حوزه انتخاباتی خود داشته و از ضایع شدن حق آنها در فراگرد مصوبات و مذاکرات رسمی ممانعت بعمل آورده و با توانائی سطح بالا، عقب ماندگی های موجود را نیز مرتفع نماید.

در این میان مازندران از جمله استانهائی است که علیرغم ادعاها و گزارشات نمایندگان ادوار مختلف و نیز مدیران گذشته تا کنون، داغ محرومیت را در پیشانی خویش می بیند و بیکاری گسترده فارغ التحصیلان جوان، محکم ترین سند اثبات این ادعاست و این حقیقت، زمانی آزارنده تر است که استانهای نه چندان مطرحی مثل سمنان و کرمان و غیره بخاطر توسعه صنعتی به استانهای مهاجرپذیر و استان مازندران بلحاظ عدم توسعه، به استانی مهاجرفرست مبدل شده است.

علیهذا تردید نباید داشت که یکی از گزینه های تاثیرگذار در تبدیل این وضعیت و جبران مافات، نقش آفرینی جدی نمایندگان مازندران در مجلس در قالب لابی گری و مذاکرات فشرده با مدیران ارشد اجرائی کشور است و از این رو، اصل و میزان مشارکت مردم در انتخابات مجلس و نیز ماحصل انتخاب مردم مازندران، یکی از ضمانت های عبور مازندران از بحران محرومیتهایی چون بیکاریها و فقدان فرصتهای شغلی و نیز ورود به جرگه استانهای برخوردار است.

از این رو مازندرانی ها باید مبتنی بر رهنمودهای کلیدی رهبری معظم انقلاب، با بصیرت همه جانبه، ضمن ارزیابی نکات مربوط به اولویتهای تعهدات اخلاقی و اعتقادی و مباحث مربوط به التزامهای فکری و عملی به ولایت مطلقه فقیه، به توانائی های تخصصی و علمی، مهارتهای کاری و مدیریتی، انگیزه های خدمتی و خصائل شخصیتی شامل حوصله مندی، مهرورزی، محروم نوازی و مردمی بودن نیز توجه زیادی نشان دهند.

بدیهی است که همه نامزدها پس از اخذ تائید از شورای محترم نگهبان در گروه "آدمهای خوب" قرار می گیرند، ولی نکته مهم اینجاست که با تائید شورای نگهبان مشکل ما حل نمی شود، زیرا شورای نگهبان با نگرش حداقلی و قانونمدارانه و آنهم تنها در ابعاد تعهدی به تائید نسبی و تعیین عمومی صلاحیتها مبادرت می ورزد، اما ما باید بدانیم که وظیفه ما، ارزیابی حداکثری نامزدها و بعبارتی انتخاب اصلح از بین صالحان با معیارهای دوگانه تعهدی و تخصصی است.

فلذا شایسته است که ما علاوه بر توجه عمیق به ابعاد اعتقادی و اخلاقی و نیز ارزیابی دقیق مواضع سیاسی و فرهنگی نامزدها در برهه های مختلف و مخصوصاً در جریان فتنه سال 88 و تعیین تکلیف مواضع آنها در قبال رهبری معظم و مواضع قاطع معظم له، از سیاهه بلند نامزدهای شهرستان خود به افرادی رویکرد نشان دهیم که از اغلب توانائی ها و پشتوانه های ذیل برخوردار باشند:

1-پیشینه موفق مدیریتی در سطح ملی، استانی و شهرستانی در طول سالهای متمادی

2-دانش تخصصی آکادمیک در گرایشهای مطرح در وظایف مجلس شورای اسلامی

3-اعتبار فردی و نفوذ شخصی در سطوح مدیریت ارشد استانی و کشوری

4-انگیزه های خدمتی و آموزه های مهرورزی به مردم با اولویت محروم نوازی

5-برنامه های کاری و عملیاتی چهارساله در دو قالب مجلس و حوزه انتخابیه

6-قدرت چانه زنی و لابی گری در جلسات سیاستگذاری و تصمیم سازی ملی و استانی

7-تجربه موفق نمایندگی و یا نامزدی در ادوار گذشته مجلس شورای اسلامی و شوراهای اسلامی

8-احساسات مثبت و دلسوزانه به استان و شهرستان زادگاهی و انتخابیه خود در دو قالب کلان و خرد

9-درک مدرن از توسعه همه جانبه استان و شهرستان در ابعاد کشاورزی، صنعتی، گردشگری و علمی

10-توان رویکرد برابر به همه اقشار، گرایشها، برنامه ها و جغرافیای شهری و استانی

البته اگر چه شایسته تر این بود که نامزدهای ناتوان تر، راساً کنار کشیده و جا را برای رقابت سالم تر نامزدهای توانمند خالی می کردند، اما چون یقین دارم که نه تنها این اتفاق نمی افتد، بلکه ناتوان ترها با لطایف الحیل و تبلیغات کاذب و فریبنده می کوشند خودشان را تواناتر از توانمندان هم جلوه داده تا آسان تر بر کرسی قدرت تکیه زنند، چاره ای نیست مگر اینکه روی سخنم را متوجه مردم نموده تا نهایتاً آنها با بصیرت خویش به غربال نامزدها بپردازند.

زیرا نامزدی که سند چشم انداز بیست ساله را مطالعه نکرده، آمارهای اساسی را نمی داند، محاسبه مسائل اساسی را نمی تواند، با شاخص ها آشنائی نداشته، درکی از فراز و فرود اقتصاد ندارد، چارچوبها و نمادهای فرهنگی را نمی داند، مطالعه اجتماعی ندارد، سیاستهای ملی و بین المللی را نمی شناسد، با آداب قانونگذاری ناآشناست، دانش حضور در هیچیک از کمیسیونهای مجلس را ندارد و اصلاً مازندران و حوزه انتخابیه شهرستانی اش را هم خوب نمی شناسد و خواسته های واقعی مردم را نمی داند، با چه توجیهی به خود اجازه نامزدی برای ورود به بالاترین نهاد نظام را می دهد؟!  

اینجاست که باید تاکید کرد، غیر از معیار "آدم خوب بودن" که شرط لازم برای قبول مسئولیت در جامعه اسلامی است، شروط کافی دیگری هم هستند که نمی توان از کنارشان به اغماض گذشت، مخصوصاً زمانی که ما در "ترافیک آدمهای خوب" قرار گرفته و مجبور به "گزینش یکی از میان چند نفر" می شویم و از این نظر می توان مدعی شد که کار مردم، سخت تر از کار نامزدهاست، زیرا انتخاب و تصمیم گیری در چندراهی تردیدها وتمایلات، مسئولیت سنگین مردمی است که تنها سلاح آنها، برخورداری از بصیرت دینی و سیاسی و اجتماعی مورد نظر رهبری عزیز است که در این میان، مازندرانی ها با و سعت همه شهرستانهایش و فارغ از گرایشهای جغرافیایی، بخاطر تلاش مضاعف برای جبران این همه عقب ماندگی های آزارنده، کار سخت تری را در پیش رو دارند.

یادمان نرود که همواره در سیاهه نامزدها ما شاهد میدانداری توامان افراد توانمند و ناتوان از گروه مدیران مستعفی و معزول، نمایندگان ادوار و کنونی و نیزنامزدهای سابق و جدیدی هستیم که انصافاً جدای از نخبگان علمی و مدیریتی، برخی از آنها، بخاطر ناکامی های قبلی،فقدان ابتکار و خلاقیت مدیریتی، عدم برخورداری از تجربه کافی و نیز کوتوله بودن در رقابت با دیگران، اصلاً مستحق توجه مردم نیستند و شاید در یک منطقه خاص برای برخی از نامزدها، رای شکن باشند، اما هرگز رای آور محسوب نمی شوند، فلذا برای جلوگیری از تاثیرگذاری های منفی این رای شکنی ها، ذکاوت و بصیرت فعالانه مردم بسیار تعیین کننده است.

در پایان ضمن پافشاری مجدد بر لزوم مطالعه و تحقیق بیشتر مردم پیرامون توانمندیها و هویت اجتماعی و شخصیتی نامزدها، لازم می دانم مطلبم را همانگونه که با شعری از خواجه شیراز حافظ آغاز کردم، با شعر دیگری از همین لسان الغیب تکمیل کنم که زیرکانه با تاکید بر نکته مهمی، به توجهی همه جانبه فراخوان داده و می گوید: تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف / مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی!

صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه-14/6/90