در حسرت جای خالی کردان!
به بهانه برگزاری دومین سالگرد ارتحال
در حسرت جای خالی کردان!

دومین سالگرد درگذشت اندوهبار مرحوم حاج علی کردان وزیر فقید کشور، بهانه وفرصتی است تا با طمانینه و فضای مناسب فکری و نیز با آنالیز همه جانبه شخصیت اجتماعی ایشان بتوانم الگوی تمام شمولی را برای تأسی عملیاتی کردان پژوهان از ایشان ارائه کنم.
مقدمتاً باید تاکید کنم که بحث من بحث افراطی بت سازی از مرحوم کردان و یا ارائه یک مکتب رفتاری موسوم به کردانیسم نیست؛ بلکه می خواهم با پیمایش مصداقی و میدانی عملکرد مدیریتی مرحوم کردان در سازمانهای مختلف و نیز پردازش معیاری و محتوایی در روش ها و منش های مدیریتی ایشان، رویکردی را معرفی کنم که طی آن "اسلام خواهی، انقلاب محوری، ولایتمداری، مردم داری و محروم نوازی" در رأس آنها قرار گرفته و مبحث جامعی برای تنظیم روابط اجتماعی و تحقق اهداف سازمانی به نمایش گذاشته می شود.
کردان، همان مدیر ملی متبحر، خلاق، شجاع، قاطع و کاردانی است که در یک فاصله زمانی کوتاه و بدون پشتوانه های مرسوم و متداول حزبی و جناحی در فضایی کاملاً مستقل و مبتکرانه رشد کرد و تنها با اتکال الهی و اتکاء به:
1-اصول و مبانی اعتقادی 2-ولایت پذیری مطلق در همه امور 3-عشق خدمت به مردم 4-توانمندیها و خلاقیتهای فکری، مهارتی 5-فعالیتها و عملکردها 6-روحیه بسیجی و تفکر جهادی و منش انقلابی خویش در مدار و سلسله مراتب مدیریت سازمانی و اجتماعی به جایی رسید که امروز می توان از وی به عنوان یک الگوی موفق مدیریتی آنهم در سطح ملی یاد کرد.
البته باید متذکر شوم که در باره کردان، ما با دو مقوله افراط و تفریط مواجه بوده و هستیم و طی آن شاهدیم که عده ای می خواهند کردان را تمام شده و غیرقابل پردازش فرض کرده و او را به فراموشخانه افکار عمومی بسپارند و حتی در سالگرد وداع مظلومانه اش هم از او یادی و تجلیلی نشود و توانایی ها و داشته هایش تبلیغ نگردد و در مقابل هم عده ای می خواهند با انکار و عبور از نقاط ضعف احتمالی یک انسان غیرمعصوم که خودش هم در اسناد مکتوب به آنها اذعان داشته، از او بهانه ای برای بهره های فردی و حزبی ساخته و در کنار تکریم از ایشان، به تسویه حسابهای خاص در سطوح بالای مدیریتی بپردازند! فلذا من گمان می کنم که این دو گروه بر مظلومیت ایشان می افزایند و باز هم در فضاهای تندروانه و غیرمنصفانه نمی گذارند که حق ایشان در فضایی منطقی و عقلانی ادا گردد!
به موافقان و مخالفان ایشان یادآور می شوم که ما چه بخواهیم و چه نخواهیم، باید بپذیریم که مرحوم کردان یک نخبه پخته، کارآمد، سرآمد و مجرب مازندرانی است که با رویکرد اصولگرایی ولایی، پاکدستی و ساده زیستی اش به نمونه ای تمام عیار و تاثیرگذار در عرصه های کلان مدیریتی تبدیل شد که امروز حتی با گذشت دو سال از درگذشت غم انگیز ایشان باز هم شاهد تعظیم و تکریم بالاترین سطوح مدیران قوای مجریه، مقننه و قضائیه در قبال شخصیت ایشانیم!
کسی که موجب سفر دوگانه هیئت دولت به مازندران در فاصله زمانی یکسال شده و در دومین سالگرد ایشان هم شاهد سفر سوم کابینه به مازندرانیم و علاوه بر آن در همین مدت کوتاه، سفرهای پراکنده مقامات نظام از جمله رئیس و نمایندگان مجلس شورای اسلامی را هم در راستای تکریم از ایشان نظاره گر بوده ایم.
مرحوم کردان در تجلیل های پس از درگذشتش خلاصه نمی شود، بلکه گذشته کاری اش یعنی استمرار حضور و نقش آفرینی های تصاعدی و متمادی ایشان در سازمانهای مختلف از جمله وزارتخانه های ارشاد، کار و امور اجتماعی، نفت و کشور و نیز سازمانهای ثبت اسناد و صدا و سیما، سند اعتبار و بیانگر رجحان نگرشهای کارآمد ایشان نسبت به دیگر مدیران در عرصه های تصمیم سازی و اجراست که انصافاً بسیار هم خوش درخشید تا جائیکه هنوز هم مدیرانِ پس از وی، از تراوشات فکری ایشان بهره می گیرند.
کردان را باید در تحول همه جانبه رسانه ملی و توسعه بی سابقه آن دانست که در فضای فشارنده تیم مدیریتی اصلاحات و بودجه قطره ای در آن برهه، چیزی شبیه معجزه را از خود بجای گذاشت و نه تنها در مقابل سهم خواهان غیرمنصف عقب نشینی نکرد و تسلیم نشد، بلکه رسانه ملی را به آغوشی باز برای مدیران لایق نظام مبدل نمود و بزرگترین حجم جذب مدیران مغضوب و مطرود اصولگرا را رقم زد.
کردان را باید در وزارت نفت پیدا کرد که در نقش قائم مقام، مبارزه با قراردادهای کلان غلط را پایه گذاری کرد و زمینه های قطع دست منافع پرستان را پایه ریزی کرد تا درآمدهای نفتی همچنان ملی بمانند و نگذارد که عده ای در آن احساس منافع شخصی نمایند.
کردان را باید در توجه وپژه به مازندران و مازندرانی ها شناخت که در طول سه دهه مظلوم واقع شده و برخلاف استانهای خاص، از مواهب ملی بهره چندانی نبرده و غالباً محروم مانده بودند و ایشان با رویکرد حمایتی، مازندران را از قعر توجهات ملی به اوج رسانده و امروز مازندران نیز از بودجه های ملی و پروژه های ملی برخوردار شده است.
کردان ر ا باید در تحولات مدیریتی سازمان فنی و حرفه ای و حتی در همین مدت کوتاه در وزارت کشور معرفی کرد که چقدر مسلط و با انگیزه به رتق و فتق امور می پرداخت و مدیریتی بی تعارف را به نمایش می گذاشت.
کردان را باید در جلسه استیضاح مجلس شناخت که با طمانینه و طیب خاطر در مقابل نمایندگان قرار گرفت و در روزی که حتی رئیس جمهور هم به یاری اش نرفت و رئیس مجلس هم دستش را نگرفت و برخی از نمایندگان هم مرزهای انصاف را نادیده می گرفتند، ایشان یک تنه به میدان آمد و آن همه هجمه را تحمل می کرد و در عین حالیکه از خود دفاع می کرد، اشتباهاتش را نیز متواضعانه می پذیرفت و به هیچوجه حاضر نشد با وعده و وعید با کسی معامله کند.
علیهذا تلخی قصه کردان، شبیه تلخی نخبه زدائیهای مرسوم در دگر جوامع بشری است که طبعاً با تفکر دینی ما انطباقی نداشته و تداعی یک بی انصافی غیرمتعارفی است که نهایتاً با مرگ زودهنگام ایشان، تعابیر دیگری را هم متوجه خود کرده است، تا جائیکه از ایشان بعنوان مدیر مظلوم دهه هشتاد یاد شده و می شود.
بهر حال کردان و مدیریت موفق ایشان همواره قابل پژوهش است و برای الگوسازی بایستی در فضایی غیراحساسی پردازش شود تا همچنان به روند ارتقاء مدیریت کلان کشور کمک کند و نباید راز و رمز های نهفته در اینگونه مدیریتهای موفق مکتوم بمانند و جامعه از این همه حسن تدبیر محروم گردد و اینجاست که وظیفه کردان پژوهان بسیار سنگین است و بایستی با متدهای علمی و استفاده از پتانسیل های پژوهشی در عرصه های دانشگاهی به معرفی اینگونه مشاهیر پرداخت تا خدای نکرده حقی ضایع نشده و مظلومیتی مضاعف نگردد.
مرحوم کردان، نماینده قابلیتهای بالای نخبه گی مازندرانیها در عرصه های مدیریتی شده است و ثابت کرد که مازندرانیها نه تنها تامین کننده نیازهای مدیریتی استانی خویش اند، بلکه قادر به مسئولیت پذیریهای موفق در سطوح ملی اند و از آن پس نه تنها مازندران بلحاظ آماری، کمترین مدیران ارشد غیربومی را به خود اختصاص داده، بلکه تنه به تنه استانهای کارآمد و مدیرپروری چون اصفهان زده و به یکی از استانهای صاحب سبک در مدیریت ملی مبدل شده است و اغلب مدیران ملی مازندرانی در سالهای اخیر، نمونه های بارز این ادعایند.
امیدوارم داستان زندگی مرحوم کردان به آئینه عبرتی برای برخوردهای آتی در سطوح مدیریتی کلان تبدیل شده و نگذاریم که با تکرار این قصه های تلخ، خدای نکرده خادمان نظام و مردم حتی در برهه های کوتاه هم با بی مهری ها و بی انصافی های صاحبان کرسی و تریبون مواجه شده و مظلومانه قربانی شوند.
صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه18/9/90
انگیزه،دروازه ورود به دهکده جهانی ارتباطات است که بارزترین قابلیتش، عروج به اوج برترین قله های نوین و مدرن عصر انفجار اطلاعات است، فلذا فروتنانه منتظر نظرات شما در صعود به فراسوی اهداف ناب موعودیم.