رفتنم را دوستان باور کنید!
رفتنم را دوستان باور کنید!

یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه و ادخلی فی عبادی فادخلی جنتی
شعری که در ذیل می آید، متن پیامکی است که برادر مرحومم، روحانی رزمنده سپاه قدس، زنده یاد سرهنگ پاسدار کاظم علی رنجبر فرح آبادی در فاصله کمتر از سه روز از ارتحال خویش برای برخی از دوستان و اقوام نزدیکش ارسال کرد و متن شعر حکایت از آن دارد که وی نسبت به مرگ خود دارای پیش آگاهی های الهامی شده و تلاش ایشان برای ایجاد پیش آمادگی های روانی بود که همه و همه حکایتگر روح بلند ایشان بوده است! مع الوصف امیدوارم خداوند ایشان را هم با بزرگ پاسدار کربلا حضرت اباعبدالله الحسین(ع) محشور فرماید:
رفتنم را دوستان باور کنید!
روز مرگم اشک را شیدا کنید روی قلبم عشق را پیدا کنید
روز مرگم خاک را باور کنید روی قبرم لاله را پرپر کنید
جامه ام را خاک و خاکستر کنید خانه ام را وقف نیلوفر کنید
پیکرم را غرق در شبنم کنید روی قبرم لاله ها را خم کنید
روز مرگم دوست را دعوت کنید دور قبرم را کمی خلوت کنید
بعد مرگم خنده را از سر کنید رفتنم را دوستان باور کنید!
به یاد سخنران پایان مراسم تشییع جنازه بسیار باشکوه ایشان در سپاه قدس مرکز افتادم که در حضور سردار سرافراز حاج قاسم سلیمانی که با چشمانی اشکبار در این مراسم شرکت کرده بودند، گفت: من به اعتبار سالها همکاری با ایشان شهادت می دهم که این مرد با این همه عظمت و بزرگی و بزرگواری اش در طول این سالها، ذره ای منیت نداشت و من حتی یکبار هم از ایشان کلمه "من" نشنیدم، آیا شما شنیدید؟(جواب برادران پاسدار:نــــه!)
در راه تهران به ساری که ما پشت آمبولانس حامل پیکر مطهر ایشان حرکت می کردیم، بخاطر اینکه ایشان را در مازندران و ساری و فرح آباد کمتر می دیدند و می شناختند، از خدا خواستم که"خدایا هر چقدر که کاظم آقا در نزد شما آبرو دارد، مجالس منتسب به ایشان را آبرومند گردان تا ما پیش آقا کاظم عزیز شرمنده نشویم" چرا که نمی دانستم ایشان آنقدر در نزد خدا آبرومند بود که نه تنها ما به مجلس ایشان کمکی نکردیم، بلکه ایشان بود که به یکایک اعضای خانواده، خصوصاٌ این حقیر آبرو و اعتبار بخشید و بارها و بارها در دلم این حس فوران می کرد و می کند که خدایا ترا شکر که من هم برادر ایشانم!
دعا کنید که خداوند به مادر بزرگوار و کهنسالم که در آستانه ۸۰ سالگی و خود به شدت بیمار است و با توجه به اینکه آقا کاظم عزیز آخرین فرزند خانواده بوده و همیشه هم در غربت زندگی کرده و بسیار با هم صمیمی و به هم وابسته بودند و از لحظه اطلاع تا کنون یکسره می گرید و می نالد و امان از دلش بریده و بی اختیار می سوزد، صبر عطا کند و ظرفیت سربلندی در این آزمایش سخت الهی را در ایشان ایجاد نماید.
امیدوارم خداوند تبارک و تعالی به اعتبار همسنگری ایشان با شهدا و لیاقت اعتقادی و اخلاقی و رزمی و ولایی ایشان برای شهادت، او را قرین رحمت واسعه خویش گرداند و در جوار قرب خود سکنی دهد.
صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه-۱۹/۱۰/۹۰
انگیزه،دروازه ورود به دهکده جهانی ارتباطات است که بارزترین قابلیتش، عروج به اوج برترین قله های نوین و مدرن عصر انفجار اطلاعات است، فلذا فروتنانه منتظر نظرات شما در صعود به فراسوی اهداف ناب موعودیم.