شانس پیروزی کدام نامزد انتخاباتی بیشتر است؟!
رهنمودهایی برای نامزدهای انتخاباتی
شانس پیروزی کدام نامزد انتخاباتی بیشتر است؟!
![]()
در آستانه تائید نهایی صلاحیتها و رسیدگی به اعتراضات نامزدهای رد صلاحیت شده، با میدانداری رسانه ها و جبهه های ائتلافی و نیز جنگ نامرئی ستادهای مجازی نامزدها، این روزها فضای جامعه ما کاملاً انتخاباتی شده و بیشترین مراجعه کاربرهای رسانه های مجازی، خوانندگان روزنامه ها و مخاطبان رسانه ملی مربوط به اخبار و تحلیل های انتخاباتی است و از طرفی جستجوهای پایان ناپذیر اخبار پنهان انتخابات هم کاملاً فراگیر شده است.
بالاخره جنس بازار رقابتهای انتخاباتی هم تقریباً جور شده و بستر مصاف برای ارائه یک بازی ناب شطرنج سیاسی فراهم شده و چاشنی این رقابتها نیز با مرافعه های جناحی و یا حتی درون جناحی تهیه شده و تنور انتخابات کاملاً گرم شده است.
علیرغم همه جوسازی های سیاسی و عرفی، خوشبختانه هم در مرحله ثبت نام و هم در مرحله تایید صلاحیت، در همه شهرها چهره های مطرحی برای به نمایش گذاشتن یک دوره از سلسله رقابتهای کاملاً جدی متجلی شده و هر کدام برای پیروزی بر رقبای انتخاباتی بسیار مصمم اند و در این میان مازندران نیز به وسعت تمامی شهرها و نُه حوزه انتخابیه، مصداق دقیق همین تنوع طلبی انتخاباتی در رقابتهای آتی است.
بطور مثال در حوزه انتخابیه شهرستانهای ساری و میاندرود، با وجود چهره های مطرحی همچون شجاعی، یوسف نژاد، روحی، زارعی، دامادی و حتی یزدانی و خورشیدی و یکی دو نامزد دیگر، با توجه به سوابق کاری و نیز تعریفی که از توانمندیها و حوزه نفوذ منطقه ای و اقشاری آنها داریم، قطع یقین در این انتخابات شاهد یک رقابت نزدیک و نفس گیر خواهیم بود و اوضاع بگونه ایست که نامزدهای مورد نظر یا خود مستعد رأی آوری اند و یا حداقل قابلیت رأی شکنی برای رقبای خاص را دارا هستند!
نکته جالب توجه در این دوره از انتخابات، تمایل شدید همه نامزدها به فعالیتهای انفرادی در دو قالب ستادی و تبلیغاتی است که علیرغم قرارگرفتن اسامی برخی ها در سیاهه های جبهه های ائتلافی، باز هم همین پرهیز را در تجلی شهرستانی فعالیتها شاهدیم و این البته می تواند ریشه در دو دلیل اساسی ذیل داشته باشد:
الف-تمایل نامزدها به تک رأی های اهالی مناطق تحت نفوذ فامیلی و قومی و فردی با استناد به احتمال عهد شکنی رقبای ائتلافی در مناطق تحت نفوذ خویش که در دوره های قبل مسبوق به سابقه است!
ب-تمایل پنهان و آشکار نامزدها به قرارگرفتن در سایر سیاهه های ائتلافی کشوری و شهرستانی و معرفی چهره ای فراجبهه ای و فرا ائتلافی از خود در راستای دستیابی به اکثریت آراء!
البته این دو دلیل مذموم که ریشه در سوءظن و فرهنگ غیرائتلافی برخی نامزدها داشته و دارند، نمی توانند توجیه گر رفتارهای انفرادی و منافع جویانه باشند و این با روح یک همکاری و تعهد اجتماعی منافات دارد به اعتبار آنچه که در ادوار هشتگانه مجلس شورای اسلامی قابل استناد است باید اشاره کرد که نزدیکی و قرابت فکری و عاطفی نامزدها منجر به سینرژی و هم افزایی توانهای دو نماینده در یک حوزه انتخابیه و یا دوازده نماینده در استان مازندران شده و طبعاً یک قدرت واحده را تداعی خواهد کرد و این برای انعطاف بخشی به مسئولین ارشد در قبال حل مشکلات اساسی استان بسیار تاثیرگذار است!
اما نظر به اینکه گاهی دیده می شود که سیاهه های جبهه های ائتلافی متأثر از میزان نفوذ و قدرت لابی گری افراد و یا اطرافیان و حامیان مرکزنشین آنها تنظیم، تصمیم گیری و ابلاغ شده و در این میان افراد توانمندتر علیرغم برخورداری از آرای مناسب در این نشستها، در اولویتهای ابلاغهای نهایی قرار نگرفته اند، طبعاً گریز پنهان و فردگرایی برخی از نامزدهای ائتلافی ها، کمی تا قسمتی موجه جلوه می کند!
این نگاه پارادوکسی، مستند به بافت شناسی از رأی دهندگان مازندرانی در ادوار گذشته است که برخلاف شهرهای بزرگ، انطباق مطلق با سیاهه های ابلاغی ائتلافیون مرکزنشین نداشته و بیشترین آراء مبتنی بر شناخت فردی و بومی و محیطی و نیز متناسب با برنامه ها و وعده ها و شگردهای تبلیغی و همچنین وجهه و اعتبار و پیشینه عملکردی آنها در مسئولیتهای اجرایی و قضایی و یا حتی در سمت وکالت و نمایندگی مردم در مجلس به نامزدهای خاص، تخصیص داده شده است!
شرایط مشابه حوزه انتخابیه ساری و میاندرود در حوزه انتخابیه بهشهر و نکاء و گلوگاه بین دو نامزد مطرح یعنی آقایان مقیمی و جمشیدی در جریان است و مشابه همین اتفاق در حوزه انتخابیه قائم شهر، سوادکوه و جویبار بین نامزدهای مطرح یعنی آقایان اکبری، ادیانی، نعمت زاده و حسینی قابل رؤیت است و اگر بخواهیم این مرور و مطالعه منفک شهرستانی را ادامه دهیم در حوزه انتخابیه بابل و بندپی بین نامزدهای برتر یعنی آقایان ناصری، نیازآذری، مومنی و فاطمی در حوزه انتخابیه بابلسر و فریدونکنار بین دو نامزد مطرح یعنی آقایان نجف نژاد و نانواکناری، در حوزه انتخابیه آمل و لاریجان بین نامزدهای برجسته تر یعنی آقایان یوسفیان ملا و تورنگ و حاجی پور و در حوزه انتخابیه نور و محمودآباد بین دو نامزد برتر یعنی ناطق نوری و فیاضی و در حوزه انتخابیه نوشهر و چالوس و کلاردشت بین نامزدهای برتر یعنی آقایان محسنی و احمدی و در حوزه انتخابیه رامسر و تنکابن و عباس آباد بین نامزدهای برتر یعنی آقایان مشایخی و شریعت نژاد و شمس نیز شاهد صحنه های مشابهی خواهیم بود و احتمال دارد تا روزهای پایانی تبلیغات انتخاباتی، همین فضا هم بهم ریخته و نفراتی که فعلاً در اوج نیستند، تبدیل به رقبای اصلی شده و نفرات مطرح را بشدت بیازارند و یا حتی از آنان پیشی گیرند.
(تذکر: پیشاپیش از همه نامزدهایی که بخاطر فقدان شناخت و یا عدم اعلام نهایی صلاحیت ها از ذکر اسامی آنها استنکاف کرده ام، پوزش می طلبم)
باید پذیرفت که دوره رأی دادن های اکثریت شهروندان به کت های آویزان نامزدهای مشهور و احتمالاً مغرور و یا غافل در میادین مرکزی شهر گذشته است و امروز مردم ما با تبعیت از رهنمودهای مقام معظم رهبری، به بلوغی از انتخاب رسیده اند تا آراء خود را مولود بصیرتی کنند که محصول مطالعه و تحقیق و تجربه مستقیم و غیرمستقیم(مشاوره) آنهاست و از این نظر بسی خوش خیالی و ساده لوحی است که اگر کسی گمان کند که مردم ما به همان سبک رأی های سنتی گذشته در ادوار اولیه مجلس اکتفاء می کنند!
تردید نباید کرد مردمی که ۹ دی ۸۸ را خلق و تجربه کرده اند و بوجود آورنده روند تصاعدی مجلس هفتم و هشتم بوده اند، در تاسیس مجلس نهم نیز این روند تصاعدی را حفظ کرده و بر اساس رهنمودهای مقام عظمای ولایت برای تشکیل مجلسی در شأن خود و شأن نظام، همت مضاعف خواهند نمود.
فلذا مصرانه و مبتنی بر یک تجربه 33 ساله تاکید می شود که نامزدهایی می توانند عروس پیروزی و توفیق را در آغوش بگیرند که با اتکاء به اصول ذیل، از محدوده صلاحیت به قله های اصلحیت صعود کنند، یعنی :
اولاً بواسطه پیشینه عملکردی و حسن سابقه خانوادگی و فردی، مشمول برتری ذهنی در افکار عمومی آحاد شهروندان حوزه انتخابیه خویش باشند.
ثانیاً تجلی سیاسی و فرهنگی آنها در سالهای اخیر و مخصوصاً در مقابله با فتنه 88 روشن و شفاف بوده و زاویه ای با مواضع ولی امر مسلمین نداشته و حتی در جرگه ساکتین و دوپهلوگوها نبوده باشند.
ثالثاً علاوه بر برخورداری از عناوین علمی و مدیریتی، بایستی برنامه های کارآمد و قابل اجراء با پیش بینی های معقول و منطقی نیز ارائه کنند و با حرافی و کلی گویی و عدم آمادگی لازم، بی جهت شعور عمومی مردم را به بازی نگیرند و با واژه رقصانی، مطالبات فضائی را به خواسته های مردم نیافزایند.
رابعاً افراد اهل عمل باشند و مشخصاً کسانی باشند که اگر در گذشته و در مسئولیتهایی که داشته اند، وعده ای به مردم داده بودند، به آنها عمل کرده باشند.
خامساً حداقل در ایام انتخابلت تیم توانا و کارآمدی را با خود همراه کرده تا نشان دهند که قصد کارکردن با نخبگان و توانمندان فرهیخته را داشته و هدفشان خدمت و گره گشایی از کلاف سردرگم مشکلات مردم است.
سادساً پیروزی از آن کسانی است که در اعتمادهای قبلی رابطه خود را با مردم حفظ کرده و مردم در ایام مسئولیت آنها به راحتی می توانستند به آنها دسترسی داشته و مشکلات خود را پیگیری کنند.
سابعاً کسانی شامل اعتماد مردم می شوند که وامدار کسی یا کسانی نباشند و هدف آنها حمایت از ناهلان و نامحرمان و مرفهان بی درد نبوده و گرایش آنها محروم نوازی و محرومیت زدایی از جامعه است.
ثامناً کسانی می توانند رای اکثریت مردم را بدست آورند که حوزه انتخابیه خود را به تفکیک شهروندان، مشکلات اساسی، پتانسیل ها، نظرات مردم، معتمدین و لیدرهای منطقه ای، ناکامی ها و وعده های عمل نشده قبلی توسط دیگران و مواردی از این دست شناخته و عملیاتی ترین راهکارها را برای تالیف قلوب آنها ارائه کنند.
در پایان تاکید می کنم که رأی ها هم مثل همه روزی ها باید حلال بدست آیند و کسب رأی حرام به صاحبش وفا نمی کند و حداقل او را نزد خداوند متعال مأجور نمی سازد و ثوابی بنام او ثبت نمی شود و از این نظر با تخریب دیگران و اشاعه دروغ و تهمت و شایعه و فریب افکار عمومی برای خود نردبانی نسازیم که مطمئناً چنین نردبانی ما را به بام عزت و سعادت رهنمون نخواهد کرد و شایسته همان است که ما مؤمنانه عزت و توفیق خود را پس از تلاش و تحرکی صادقانه، تنها و تنها از خدای خویش طلبیم که جاودانه خواهد بود.
صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه-26/11/90
انگیزه،دروازه ورود به دهکده جهانی ارتباطات است که بارزترین قابلیتش، عروج به اوج برترین قله های نوین و مدرن عصر انفجار اطلاعات است، فلذا فروتنانه منتظر نظرات شما در صعود به فراسوی اهداف ناب موعودیم.