جشنواره یا سوگواره مطبوعات مازندران؟!

در یک اقدام مناسب و مطلوب و کاملاً الزامی، نمایشگاه نهم مطبوعات مازندران با اهتمام مضاعف خانه مطبوعات و روابط عمومی ارشاد اسلامی استان در سالن اداره کل ارشاد اسلامی مازندران موسوم به جشنواره مطبوعات برگزار شد و طی آن مطبوعات و نمایندگی های خبرگزاری ها در مازندران با ارائه محصولات و معرفی فعالیتهای خود در یک فضای نسبتاً وسیع، تلاش کردند تا خودشان را به افکار عمومی و نیز متصدیان امور مطبوعاتی و مسئولین اجرائی معرفی کنند تا در مجموع از غربت و ناشناختگی کهنه شده رسانه های مکتوب در استان بیرون آمده و در همین راستا بتوانند به رسالت ذاتی خود یعنی گسترش ارتباطات حرفه ای و کیفیت بخشی هدفمند به این پدیده اجتماعی که به عبارتی رکن چهارم دمکراسی است، مبادرت ورزند.

در بازدیدی که خودم از این نمایشگاه مطبوعاتی داشتم که البته در ادوار گذشته هم این توفیق حاصل گردیده بود، اولین نکته ای که به شدت توجهم را بخود جلب کرده و مرا در حیرت فرو برد، و اتفاقاً با همنوایی تنی چند از غرفه نشینان هم مواجه شد، مربوط به استقبال اندک مردم و خلوتی شدیداً آزارنده محیط نمایشگاه و غرفه های اختصاصی و چشم های منتظر متصدیان مستقر در غرفه هایی بود که با زحمات قابل تقدیری برای بازدید مستقبلین اعم از مردم و مسئولین، مهیا و تزئین شده بودند.

حقیر که بعنوان کارشناس مسائل سیاسی به نشست گفتمان محور "رسانه و انتخابات" در حاشیه این جشنواره سالانه دعوت شده بودم، شاهد عینی همین صحنه های تنهایی و بی کسی مطبوعات و مخصوصاً خبرنگاران بسیار پرشور و فعالی بوده ام که اگر چه نشست ما را با سؤالهای متعدد و جامع خود گرم کرده بودند، اما نتوانستند به دل و وجود و محیط خود گرمایی ببخشند و این اصلاً شایسته و برازنده مطبوعات و فعالان خدوم مطبوعاتی استان ما نبوده و نیست و طبعاً باید گفت و گفت تا چاره ای اندیشیده شود!

اگر چه این گلایه از مسئولین، مردم و مشخصاً فرهیختگان و فعالان سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی جامعه همچنان به قوت خود باقی است که چرا از زحمات و دستاوردهای خادمان فرهنگی و اطلاع رسانی استان که علیرغم فقدان توجیه اقتصادی و حتی معیشتی فعالیت مطبوعاتی در استان، با خطرپذیری، سختی پذیری، محرومیت پذیری، اهانت پذیری، تهدیدپذیری و دهها گزینه مشابه دیگر به انجام رسالت حرفه ای خود می پردازند، به اندازه ای که بایسته و شایسته آنهاست، تجلیل بعمل نیامد، اما وجدان و رعایت انصاف ایجاب می کند که به تبعیت از یک ضرب المثل زیبایی که در فولکلور ایرانی موجود است، با ذکر نکات ذیل متذکر شوم که باید "یک سوزن به خود زد و بعد یک جوالدوز به دیگران"!

1-برگزاری زمان و مکان و محتوای این نمایشگاه به اندازه کافی از شبکه استانی، تبلیغ رسانه ای نشده بود.

2- بنا بدلایل نامعلومی از ظرفیت بالای تبلیغی و اطلاع رسانی رسانه های مجازی استفاده ای بعمل نیامد.

3-با توجه به تجربه سالهای گذشته، هیچ اقدام جاذبه افزایی مثل برگزاری مسابقات با اهدای جوایز ویژه و غیره برای توسعه گرایش عاطفی و عقلانی و اجتماعی مخاطبین صورت نگرفته بود.

4-دست اندرکاران این نمایشگاه به زمان بندی و برنامه ریزی تخصیصی برای بازدید اقشار و ادارات و محیط های بیرونی و مجاب کردن مسئولین این محیط ها نپرداخته و مانند کشاورزان دیم کار، بدون توجه به سیستم های مکانیزه آبیاری، نمایشگاه را فی امان الله رها نموده و استقبال از آن را در فضایی غیر تشکیلاتی وفاقد سهمیه بندی ایجابی، بعهده افکار عمومی گذاشته اند و این امر با توجه به تکرار اتفاقات مشابه در سنوات گذشته، یک ریسک حیثیتی و حرفه ای بود.

5-نامحسوس بودن پوشش خبری این جشنواره در ایام برگزاری در همین مطبوعات، رسانه استانی و رسانه های مجازی با توجه به قاعده "لفافه و جا" خلاء دیگری بود که طبعاً مانع جلب توجهات جدیدی به جشنواره بود.

6-عدم حضور مطبوعات شهرهای دورتر در حوزه غرب استان دلیل دیگری است که بهتر بود که حداقل به حضور نمادین و سمبلیک آنان اصرار ورزیده می شد.

7-عدم استقبال مستمر همین فعالان مطبوعاتی استان و خانواده ها و اقوام و دوستان آنها از نمایشگاه و برنامه های آن بود که غفلتی غیرقابل اغماض است.

8-عدم رشد کیفی مطبوعات استانی در میزان پوشش، جذب هیئت تحریریه، تولید و پرورش و پیگیری اخبار، جرأت و جسارت کار مطبوعاتی و خبری در توسعه نقد و حقیقت گویی و نیز به غلظت فضای رپرتاژی نسبت به فضای حرفه ای عامل زیربنایی دیگری است که فاصله کیفی بین مطبوعات سراسری و استانی را دوچندان کرده و طبعاً مطبوعات استانی را از حوزه توجه خارج کرده و یا حداقل کار را بجایی خواهند رساند که مطبوعات استانی، انتخاب اول شهروندان مازندرانی نخواهند بود و این فاجعه زمانی تکمیل خواهد گردید که مطبوعات سراسری حتی بهتر و جامع تر از مطبوعات مازندرانی، اخبار مازندران را تحت پوشش قرار دهند.

۹-عدم حضور برخی از نمایندگی های مطبوعاتی و حتی روزنامه های مرکز استان و شهرهای مرکزی استان

۱۰-عدم ادغام این نمایشگاه با نمایشگاه رسانه های مجازی استان

بهرحال از مشاهدات، شنیده ها، درکها و انتظاراتم می توانم اذعان کنم که این نمایشگاه، اگر چه با حضور حمایتی معاون محترم مطبوعاتی وزارت ارشاد، استاندار محترم و تنی چند از مدیران، پایان خوشی داشته، اما در مجموع به سوگواره مطبوعات بیشتر شبیه بود تا یک جشنواره مطبوعاتی که غالباً شورانگیز و نشاط بخش اند.البته باید اشاره کنم که مدیرکل محترم ارشاد اسلامی همین مفهوم را با ادبیات دیگری اذعان داشته و اشاره کرد که "مطبوعات مازندران با سیلی صورتشان را سرخ نگه می دارند!"

در پایان ضمن عرض خسته نباشید به همه دست اندرکاران این نمایشگاه و نیز تشکر از استقبالی که یکایک غرفه ها به هنگام بازدید از حقیر بعمل آورده اند، لازم می دانم علیرغم وقوف به تکدر خاطری که واژه های تلخ در احساسات ظریف عزیزان فعال مطبوعاتی فراهم می آورند و تنها و تنها بخاطر تبعیت از خواص دارویی آنها بکارگیری شده اند، از یکایک دوستان مطبوعاتی ام در تمامی سطوح فعالیتی، طلب اعتذار و پوزش بسیار نمایم.

صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه-3/12/90