دوســت (موضوعات آزاد)
دوسـت را در امتحـان باید شناخت در بهـــاران و خـــزان باید شناخت
در مصـاف سـرد و گــرم روزگــار در گــــذرگـاه زمــان باید شناخت
دوسـت را در امتحـان باید شناخت در بهـــاران و خـــزان باید شناخت
در مصـاف سـرد و گــرم روزگــار در گــــذرگـاه زمــان باید شناخت
پــــدر ای همچو شجـر،سـایه سـر راحـت جــان مـن ای،روح سحر
ای مـرا پشـت و پنــاه ٫تـا بـه ابــد دلخــوشم زانـکه توام ٫کنی مـدد
چه ترکیـب دل انگیزیست جنگل
چه گلگشت طرب خیزیست جنگل
نمـایشـــگاه بـی نقـص طبیعــت
چه سرفصلیست در اعجـــاز خلقـت
مـــادرم،تاج سرم،ای گل دردانه من قوت قلب من ای،رونـق کاشانه من
به مثل،شدرخ تو،دربرمن ماه قشنگ که تو هستی منی،روشنی خانه من
دنیا شبیه غروبه،گاهی بده، گاهی خوبه گاهی میشه یه کوه غم،گاهی غم ازدل می روبه
گاهی غروبا دلگیره،گاهی یه جوردلپذیره آدم نمی دونه تو اون،آزاده یا که اسیره
بر مشامم می رسد بوی بهار
بوی ناب عشق دارد انتــظار
باغ و بستانش پر از گلواژه هست
روی هرگل نغمه میخواند هزار
ای همه هست جهان به هست تو
دست عـالـمی بـود بـه دست تو
با دلــی شکستــه من آمــده ام
دلخوش از وصلت بی گسست تو
این شب تاریک را،تابه سحر طی می کنم زندگی را در سفر،چون رهگذر طی می کنم
من به امیدی که روزی می کنم با تو سفر جاده های عـاشقی را،در سفر طی می کنم

زبان حال محلی مادر شهید جاوید الاثر:
افتــاب بورده مار و، می پسر نیمو مـاه بیــه دیـار و، می پسر نیمو
انده چش بزومه ، من دراز شو ره می چش بیه تار و،می پسرنیمو
گمان مبر که جازده ، یا وازده ام ! نه، بلکه قید همه را زده ، دل به دریا زده و به وادی تو پا زده ام !
از همه بریده ام تا به تو رسیده ام !
گرفتــــارم ـ گرفتـــــارم،گرفتـــــار شـب تـــارم خــدایـا یـاری ام فـرما،به فضل تو امیدوارم
خطا کردم ـ خطا کردم،به نفس خودجفاکردم نمیدانم چــرا از تو،حسـابـم را جــدا کردم
خداجونم خداجونم ، تو میدونی که میدونم توخوبی و ولی من،قدرخوبی تونمیدونم
خداجونم خداجونم ، گنـه کـاری پشیمونم نمیدونم چـرا اما، سر عهــدم نمیمونم
می صفت، مقیم دلـــــداده میخــانه منم
همچومجنون به مثل،عاشق دیوانه منم
بس که ازساغرتو،می زدم ومست شدم
تا بخود آمده ام ، من به تو پابست شدم
*در این درگه که گه گه که که که که شود ناگه مشو غره به امروزت که فردا را نئی آگه
*ای برادر تو همه اندیشه ای ما بقی خود استخوان و ریشه ای

سال ۷۵ بدنبال دعوت و اصرار یکی از دوستان خانوادگی ام که کارمند عالی رتبه سفارت ایران
در کشور پادشاهی عمان بوده،تصمیم گرفتم تا سفری یک هفته ای به عمان داشته باشم.
اطلاعات عمومی در باره فــــــرح آبــــاد :
نظربه اینکه انگیزه ام از این وب کمک تحقیقاتی
به محققان و اهالی پژوهش بوده، بنا دارم تا
با ارائه اطلاعات موثر کاربردی پیرامون فرح آباد،
امکان پردازش جامع علمی،اقتصادی تاریخی و
فرهنگی را برای پژوهشگران فراهم نمایم.
شجره شناسی جمعیتی شهر تاریخی فـــــــرح آبـــــاد (۱):![]()
فـــرح آبـــــاد، به دلایل تاریخی و اقلیمی به اندازه کافی دارای توجیه قوی
و غنی فرهنگی،علمی و اقتصادی برای پدیده جمعیتی مهاجرپذیری از
گذشته های بسیار دور تا کنون بوده و هست.
متن های مناسب پیامکی از رباعیات خیام :
*گر چه غم و رنج من درازی دارد عیش و طرب تو سرفرازی دارد
بر هر دو مکن تکیه که دوران فلک در پـرده هـزار گـونه بازی دارد
بیتوته بیاد ماندنی شبانه در منزل قدیمی امام راحل:
تیر ماه سال 85 به همراه پسرم جهت شرکت در امتحان آزمون دانشگاه آزاد اسلامی،عازم شهر زادگاهی حضرت امام(ره) یعنی شهر همیشه جاوید خمین شدم !

به لب تشنـــــه مـن آب، تویی آنکه ازدیده بردخواب، تویی
من ترا دیده براهم، همه شب دیده را گوهر نایاب، تویی
منم تنها دراین دنیای چون گرگ درنده دلـم می گیرد از زهــر نگـاه های کشنده
نمی خواهم زمین پیما بمانم تا به آخر فلک پیمایی ام را دوست دارم چون پرنده
گرامیداشت یاد پدربزرگ شهیرم مرحوم میرزا جواد فرزانه کناری:
پدربزرگم مرحوم خلدآشیان میرزا جواد فرزانه کناری فرزند میرزا ابوالقاسم که اصالت بروجردی از استان لرستان داشته و از اقوام و منسوبان طایفه ای مرجع بزرگ تقلید شیعه یعنی آیت الله العظمی بروجردی می باشد، بنیانگذار ٫معلم و مدیردومین دبستان دولتی درسطح شهرستان ساری یعنی دبستان دولتی مرآت فـــــــــرح آبـــــــاد درگذشته های دور بوده است.
* به یاد داشتن محبت دیگران٫با ارزش تر از جبران آن است!
*خدایا کاری کن که در تعجیل هایت٫تاخیر و در تاخیرهایت٫تعجیل را نپسندم!
بنام خدا
"مـــــوزه عبـــــرت" تنها موزه ای که در آن تا انتها گریستم :
سال 84 فرصتی دست داد تا در رکاب نمایندگان مردم مازندران و کرج در مجلس هفتم از موزه ای بنام موزه عبرت در تهران بازدید بعمل آورده و به نکات ارزنده ای دست یابم.
*بگذار تا بگریم،چون ابر در بهاران کز سنگ ناله خیزد،روز وداع یاران
با ساربان بگویید،احوال ملک چشمم تا بر شتر نبندد،محمل به روز باران
زمستان می رود، اما روسیاهی برای ذغال می ماند !
اسلام، همانند همه ادیان آسمانی مظلوم متولد شده است و به تبع آن انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی و حتی تمامی کسانی که در سطوح بالا و پایین به نظام منتسب هستند، از این قاعده برخوردارند و مظلومیت مضاعف دردناکی را تحمل می کنند!
دلــدادگـی
یار در میخــــانه هست و من مقیــم خــانــه ام بی خبراز یارو هم جام و می و میخانه ام
هستی ا م را چون گره با مستی من می زنند از چه رو آخر جدا از سـاغـر و پیمانه ام
کی رسد روزی که تا...
کی رسد روزی که تـا،دلهـا شود مست حضور دیده ازشوق تماشایش شود،دریای نـور
کی رسد روزی که تا٫جان پـرکشد بی بال وپـر چون بگوش آیدزهاتف،مژده ناب ظهـور
بی تو .......
بی تو هستی،بی دلیل و فانی است بی تو این عالم،شبی ظلمانی است
بی تو می نالد،زمین از عمق جان بی تو می بارد،عذاب از آسمان
ســرود کوه پیمـــایی منتــــظران ظهــــــور:
مهـــــدی جـــانـم بر سر پیمانم ، با تو من می مانم عاشقـــــانه(2)
****************** مهـــــدی جــانـم صاحب دورانی ، از چه تو پنهانی ای یگــــانه(2)
*حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج فکر معقول بفرما،گل بی خار کجاست؟!
*دردم از یار است و درمان نیز هم دل فدای او شد و جان نیز هم
خاطرات گزارشگری رادیو تلویزیونی ام در سالهای آغازین انقلاب اسلامی:
سال 58 سال تجلی استعدادهای نیروهای انقلابی و تلاش برای بکارگیری آنها در امور مربوطه و ایجاد زمینه های تحول در ساختار ومحتوای فعالیتها و کارکردهای آشکار و پنهان سازمانهای منتسب به نظام بوده و افرادی مثل بنده در منظر ارزیابی اولین نسل مسئولین نظام قرار داشتیم که اولین رسالتشان، انجام موفقیت آمیز عملیات انتقالی امور ومناصب ازنسل گذشته به نسل انقلاب بود.
*منی که مایه ننگم،به حد رسوایی! چگونه از تو بخواهم،به دیدنم آیی؟!
چو خویش را یار تودیدم،چه خوب فهمیدم! عزیز فاطمه مهدی،چقدر تو تنهایی!
۱- فعالیتهای متداول وبلاگی
۲-پیگیری اداری مشکل بوجود آمده برای یکی از دوستان
۳-دادن مشاوره تلفنی به مشاوره جویان جوان
۴-مهمان تلفنی برنامه تلویزیونی "قرآن و زندگی"
۵-مذاکره برای مصاحبه با یکی از برنامه های تربیتی سیما در صبح فردا(۱۹/۵/۸۸)
۶-حضور در اتاق فرمان برنامه نلویزیونی هفت دری به عنوان مشاور که امشب همانند دیشب میزبان صدا و سیمای کهگیلویه و بویر احمد بودیم.
"طــاغـوتچــه"اولین و تنها نمایشی که در آن به عنوان بازیگر تئاتر به روی صحنه آمدم :
سال 58 و در اولین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی،زمانی که جامعه هنری ما به دلیل شوک وارده ناشی از محتوای فرهنگی و دینی انقلاب اسلامی،عملاً نمی توانست کار فاخر و پسندیده ای را برای کمک به تحقق آرمانها و ارزشهای انقلاب انجام دهد٫لاجرم نیروهای کم تجربه٫اما مصمم انقلاب در اینگونه مواقع خودشان دست بکار می شدند وبا اعتماد به نفس بالا،جمله "ما می توانیم" را صرف میکردند.
خاطره ای بسیار بیاد ماندنی از شاعر بزرگ مرحوم دکتر قیصر امین پور:

|
سالهای خاطره انگیز60-59 زمانیکه مرحوم امین پور به اتفاق دوستانش همچون شاعر مرحوم دکترحسن حسینی ، بنیانیان، فراست،قزوه،مخملباف و دیگران، در یک حرکت انقلابی ومعارضه با ارشاد ، فعالترین دوره هنری اش را در تشکیلات نوپای حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی تجربه میکرد اینجانب بخاطر کثرت علاقه به شعر و سایر رشته های هنری ، ارتباطات تنگاتنگی با چهره های فعال حوزه هنری داشتم و گهگاه از آنان برای ارائه آثارشان به ساری دعوت میکردم. |
۱-شرکت در جلسه مشترکی با مدیر کل محترم صدا و سیمای مازندران جناب آقای مهندس حمیدی و یکی ار تهیه کنندگان فیلم های انیمیشنی بنام آقای غلام زاده در راستای ارائه مشاوره پیرامون تهیه فیلم کوتاه انیمیشنی براندازی نرم و یا همان انقلاب مخملی در ایران جهت ارائه به جشنواره امسال مراکز تلویزیونی استانها،که اطلاعات لازم مبادله شد.
۲-شرکت در نشست مشترکی با مدیر تفاسیر خبری معاونت اطلاعات و اخبار صدا و سیمای مازندران در راستای مرور اولویت های تفسیری برای خبر استان
۳-دادن مشاوره تلفنی به مشاوره جویان جوان پیرامون تحصیل و مشکلات اولیه زندگی و یا آشنایی ها
۴-فعالیتهای متناوب و متداول وبلاگی شامل تهیه و تولید مطالب،مطالعه و ویرایش و تایید و حذف نظرات دریافتی کاربران،بارگذاری های جدید و ایجاد طراحی های نو گرافیکی برای وبلاگ
بنـــــــــــام خــــــــــــدا
فـــــــــــــــرح آبــــاد
شهـــــــــــــــر تــاریخـــــــــی و تــوریســــــــــــتی
زادگـــــــــــــــــــــاه مــن
فـــــــــــــرح آبـــــــــــاد در تاریخ و گذشته های باستانی اش "شهــر طـــاهـــــان" نامیده می شد
وزمانیکه شاه عباس اول(بزرگ) به مازندران آمد و از این منطقه بازدید کرده و قصد احداث یک کاخ جامع و
شهر جدیدی با معماری اصفهان و تاسیس"دارالسلطنه تابستانی صفویه" در آن داشت، به تناسب
فلسفه نتخابی این منطقه که بخاطرخوش آب وهوایی وچشم اندازهای بسیارزیبایش گزینش شده بود ٫
نام ماندنی"فـــــــــــرح بـــــــــاد" و به عبارتی"فـــــــــــــرح آبــــــــــاد"بجای "طــاهـــان" را برگزید و
از آن پس این شهر بنام "فـــــرح آبــــاد"درجغرافیــای کشــور اشتهار یافت و طــاهــان به تاریخ پیوست.

سـردار پاسدار شهید کربلایی حجت الله مستشرق:
دوستی ما به اوایل پیروزی انقلاب یعنی سال 58 مربوط میشود که سپاه ساری با فراخوانی تعدادی از نیروهای فعال زمان انقلاب،اولین دوره آموزشی نیروهای مردمی رادرمحل فعلی پادگان آیت الله خامنه ای گهرباران راه اندازی کرده بود که ایشان و بنده نیز در سیاهه این فراخوانی بودیم و همان باهم بودن مقدمه دوستی ما بود.(آن زمان هنوز بسیج تاسیس نشده بود)
قبــــــله عشـــق
هرگز فراموشت نمیکنم و تاهمیشه بیاد توام!
تا زنده ام،حلقه مهر ترا نخواهم گسست و هرگز به هیچکس نخواهم پیوست!
متن های مناسب پیامکی:
عمریست که از حضور او جا ماندیم در غربت سرد خویش تنها ماندیم
او منتــظر اسـت تـا که ما برگردیم مائیم که در غیبت کبـری ماندیم
******************************************************
۱-دادن مشاوره تلفنی به مشاوره جویان جوان
۲-انجام فعالیتهای متداول وبلاگی شامل مطالعه،ویرایش،حذف و تایید نظرهای ارسالی کاربران و نیز بارگذاری های جدید به مناسبت نیمه خجسته شعبان
۳-صحبت با مدیر کل محترم صدا و سیما در باره دادن مشاوره پیرامون ساخت یک برنامه انیمیشن با موضوعیت مرور تهدید هایی که از اول تا کنون متوجه انقلاب اسلامی بوده است.
دلشـــدگـان
شـده همنــالــه دلـــم بـا دف و نـی دیـــده ام پـر شــده از بــــاده و مـی
مسـت و لایعقـــل و دیــوونــه شــدم مـن مقیـــم شـب میخـــــونه شــدم
چـو گـدایـان به گـدایی تـو بـاز آمـده ام به در خـانه ات ای بنـده نـواز آمده ام
همـه شب تا به سحر،دیـده به راه تو نهـم بـه سلام تـو من از باب نمـاز آمده ام
غـربـت غیبـت
میــان عـالـم وآدم،تـو استثنـــایـی تـو عبــد خــدایـی و،خــداآســـایی
نقــاب بـه چهــره کشیدی و ناپیـدا نهـــان ز دیـده ای و به دل پیــدایی
خــاتــم الائمـــه
اوج عــروج مـن بـود،بـه قـامـت قیــام تـو تمام لحظه های مـن،گرفته بوی نـام تـو
نــور رسـالـت نبـی،بـا تـو جهـانگیـر شـود کرسـی عـدل علـوی،بپـا شود ز گـام تـو
گـل نـرگسـی
کـوری چشـم دشمنـه،رونـق بـاغ و گلشنـه مهدی به دنیا اومده،چشم تو شیعه روشنـه
یـوسـف کنعـــان همــه٫بـود و نبـود عـالمـــه از گـل نـازنـرگسی،هر چی بگم بازم کمـه
۱-شرکت در جلسه شورای طرح و برنامه صدا و سیمای مازندران و بررسی یکی از طرحهای واصله بنام نمایش رادیویی هفت سفر رنج در راستای پردازش شهادت امام رضا(ع) و اظهار نظر در باره آن
۲-فعالیتهای متداول وبلاگی شامل بارگذاریهای جدید،مشاهده و ویرایش و تایید نظرات دریافتی
۳-شرکت کوتاه مدت در مراسم جشن عقد یکی از دانشجویان سابقم در نکا بنام آقای موسوی که قبلاً مسئول انجمن آیین دانشگاه نکا بوده است.
۴-دادن مشاوره تلفنی به مشاوره جویان جوان
۵-حضور در پشت صحنه برنامه هفت دری سیمای شبکه طبرستان به عنوان مشاور و انجام فعالیتهای مربوطه جهت غنا بخشی محتوایی به مباحث و موضوعات آن
۱-فعالیتهای متداول وبلاگی شامل مطالعه و ویرایش و تایید نظرهای کاربران و بارگذاریهای جدید
۲-دادن مشاوره تلفنی به مشاوره جویان جوان
۳-حضور در پشت صحنه برنامه زنده هفت دری بعنوان مشاور و انجام فعالیتهای ذیربط
ام القــــــری
خـــداحـافـــظ ای کعبــه سـربلنــد
خـــداحـافظت بـاشد از هـر گزنــد
خـــداحـافــظ ای مظهــر اقتـــــدار
وداع تــو کــرده مــرا بـی قـــــــرار
بسیجی شهید محمد باقر مهاجردارابی :

یکی از نزدیکترین دوستان دبیرستانی ام که به لحاظ میزان باهم بودن و پیوستگی شدید عاطفی تداعی
دو برادر را میکردیم،بلاتردید همین شهید مهاجر است.
ایشان فردی بسیار با تقوا،کم حرف،صبور،بسیار جدی،بسیار مهربان،اهل عمل، شجاع، باگذشت،
کم توقع،بی حاشیه،پرحوصله،عابد وپاک،متواضع،گزیده گوی،وفادار، متین،خوش فهم ومودب بود و
هرکس که با او 24 ساعت مانوس میشد،احساس صمیمیت میکرد و حقیقتاً شمایل کامل یک انسان
پخته و با تدبیر را علیرغم جوانی اش در اذهان تداعی میکرد.
جلــــــوه توحیــــد
کعبــــه ای بـالانشیــن اعتقـــــاد جلــوه توحیــدی و عدل و معـــــاد
ای نمــاز و روزه و خمـس و زکــات ای حریــم حج و بـذل صلــــــوات
اولین باری که به حج مشرف شده بودم :
فروردین سال 76 بود که با محبت دوستان مقرر شد که یکی از دیرینه ترین
آرزوهایم یعنی زیارت خانه خدا و مرقد شریف نبوی و قبرستان مظلوم بقیع
محقق شده و من به عنوان نیروی خدماتی و یا همان مامور پذیرایی به سفر
حج تمتع اعزام شوم!
خاطر افسرده ای را شادکردن، همت است! باغ آفت دیده را آباد کردن،همت است!
در زمان نـاتوانی یـاد یـاران،فخر نیست! روزقدرت ازرفیقان یاد کردن،همت است!
***********************************************************
اگر با گذشت کردن،کسی کوچک میشد،خداوند اینقدر بزرگ نبود!
*******************************************
میعــــاد عشـق
کعبـــــه ای میعــاد عشق واعتقاد ای حقیقـــت را تجلــی و نمــــــا د
ای تـو گنجینــــه اســرار نمــــاز پـرچـم دین از تـو شـد در اهتــزاز
۱-مراجعه به دانشگاه غیر انتفاعی ادیب ساری و نهایی کردن لیست نمرات دانشجویان در درس اصول رفتار سازمانی
۲-شرکت در جلسه ای در اداره کل ارشاد اسلامی مازندران به انگیزه پیگیری درخواست مربوط به تاسیس موسسه فرهنگی هنری
۳-مراجعه به سازمان حج جهت طی کردن مراحل نهایی تکمیل مدارک مربوط به قبولی مدیریت کاروان حج تمتع و نیز اعزام خدماتی به حج تمتع
۴-حضور در پشت صحنه برنامه زنده هفت دری شبکه طبرستان به عنوان مشاور و انجام فعالیتهای مربوط به آن
۵-فعالیتهای متداول وبلاگی شامل مطالعه و ویرایش و تایید نظرها و بارگذاریهای جدید و تنظیمهای جدید گرافیکی
۶-دادن مشاوره تلفنی به مشاوره جویان جوان
اولی به بهای زندگی ات! دومی به بهای زندگی اش!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کعبـــــــــــــــــــه ای لایتنـــــــــــاهـی
حــــــــــــرم امـــــــن الهـــــــــــی
همـــه روز تــویــی چــو خــورشیــد
همــــه شـب مثـــــال مـــاهـــی
سال ۶۱ و زمانیکه ایشان از سپاه بابل به سپاه ساری انتقال یافته تا
عهده دار مسئولیت مهمی شوند آشنایی ما شکل گرفت وبعدها فراتر
از مناسبات کاری،به رفاقت بسیار گرم و صمیمی منجر شد که تا سال
شهادت ایشان ادامه داشت.
آغاز فعالیتهای سیاسی ام:

سال ۵۶ من ۱۵ سال بیشتر نداشتم که موج انقلاب از قم آغاز شد و من تحت
تاثیر و تغذیه و تقویت فکری دامادم آقای دکتر حمیدیان که آن زمان دانشجوی
حقوق قضایی قم و از مبارزین بوده،خواهرم سرکارخانم زینب رنجبر و برادرم
دکتر رنجبر که آن زمان دانشجوی دانشکده کشاورزی ساری بوده، به فعالیتهای
سیاسی علیه رژیم ستمشاهی روی آوردم و با مطالعه کتابهای سیاسی
مذهبی مثل کتاب ولایت فقیه امام راحل که تحت عنوان حکومت اسلامی و به
سایز خیلی کوچک تقریباً ذره بینی در لبنان به چاپ رسیده بود و کتابهای
دیگر و نیز مطالعه روزنامه که با تعقیب قضیه فلسطین و خیانتهای انورسادات
و صلح کمپ دیوید همراه بوده،به جرگه افراد سیاسی آمدم .
سردار سرلشکر پاسدار شهید محمدحسن قاسمی طوسی:
دوستی ما از زمانی آغاز میشود که ایشان به عنوان فرمانده عملیات سپاه ساری
منصوب شده و همزمان با روابط گرمی که با برادران من(آقای مهندس رنجبر و
آقای دکتر رنجبر)برقرار کرده بود٫با من نیز صمیمیت ویژه ای داشت و من در آن
زمان که گزارشگر و نویسنده رادیو ساری بودم.
معجـــزه شـب
تا که از نیمـه گذر میکنـــه شـب عاشقـــاتـو در به در میکنه شـب
عقـــده هـای دلــمو وا میکنـــه چشـم و با یاد تو تـر میکنه شـب
۱-واردکردن ونهایی شدن لیست نمرات دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی ساری و تحویل آن به آقای چایچی متصدی امتحانات دانشگاه در آخرین مهلت ابلاغی!
۲-فعالیتهای وبلاگی شامل مطالعه نظرات کاربران و بارگذاریهای جدید در وبلاگ
۳-دادن مشاوره تلفنی به مشاوره جویان جوان
۴-شرکت در مصاحبه سازمان حج و زیارت جهت اعزام خدماتی به مراسم حج تمتع امسال
۵-حضور در پشت صحنه برنامه زنده"هفت دری" به عنوان مشاور و انجام فعالیتهای مربوط به آن
ازبوی حضور تو مستم
باتمام نگاهم،گوشه چشمانت راشکارمیکنم ودرکمین تبسم تو می نشینم تاشاید خنده هایت را در
وصال تو صید کنم!
مـرحبــــا بـر ســــاقی ســـاغــر پـرسـت آن کــه مستـــم کــرده از جــام الســت
آن کــه بـا جــام و مـی و میخــــانـه اش میکنـــد مــــرده دلان را مسـت مسـت
بهـــر فتــــح کــربـــــــلا بـا کــاروان میـــرود ایــن لشـــــــکر از مــازنــدران
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پـر امیـــد و پـرنشــــاط و پـرتـــوان میـــرود ایــن لشـــــــکر از مــازنــدران
1-تهیه و ارائه مقاله سیاسی"کالبدشکافی خبری یک خبر ناگوار" به سایت خبری شمال نیوز وانگیزه
2-فعالیتهای وبلاگی شامل بارگذاریهای جدید و مطالعه و تایید نظرها
۳-تهیه خاطره"اولین مقاله سیاسی ام" و درج در انگبزه
۴-شرکت در جلسه توجیهی برنامه "هفت دری"
۵-حضور در پشت صحنه برنامه تلویزیونی"هفت دری"
۶-دادن مشاوره تلفنی به مشاوره جویان
اولین مقاله سیا سی ام :
سال1355 هجری شمسی که سال سوم راهنمایی بودم وتنها 13 سال داشتم ، معلم انشاء ما 
آقای ا.ر از ما خواست پیرامون "نعل کفش" انشائی بنویسیم و من تحت تاثیرهای بحث های
غلیظ سیاسی منزل ما،این انشاءرا به یک مقاله سیاسی تبدیل کردم و طی آن اقشارمحروم
جامعه را به نعل کفش تشبیه کرده و مفصلاً توضیح دادم که این قشر همیشه درزیر پاهای
سنگین سرمایه داران وقدرتمندان قرار داشته وبی آنکه دیده شوند،و یااینکه کسی ناله های
آنهارا بشنود،له می شوند واز بین می روند!
کالبد شکافی خبری یک خبر ناگوار!

این روزها چقدر خبرهای داغ تنوری در جامعه توزیع میشود؟!
خبرهای داغ داغ ژورنالیستی! که برای فروش روزنامه ها و
انتخاب شبکه های خبری داخلی و خارجی توسط مشتریان
خبری،شرایط کاملاً اکازیون فراهم می کند ! و برای افراد
سیاسی نیز تحلیل های آبدار و حرفهای دهن پرکن زیادی
تولید شده و بازارهای جناحها و طیفهای درون جناحی
نیز حسابی رونق یافته اند !
۱-سرکشی به وبلاگ و بارگذاری های جدید
۲-شرکت در نماز جمعه به امامت حجت الاسلام تائبی امام جمعه موقت ساری
۳-بازدید از نمایشگاه نورجمعه به مناسبت سالروز برگزاری نماز جمعه در جنب مصلی ساری
۴-شرکت در مراسم جشن عقد برادرزاده گرامی ام (دختر خانم آقای دکتر رنجبر)
۵-پاسخگویی به مشاوره از طریق تلفن
گله از دوست
نمی پرسی زحال من،چرا ای دوست نمی جویی وصال من،چرا ای دوست
سراغ ازمن نمی گیری،چه پیش آمد چو می بینی ملال من،چرا ای دوست
دلتنــــگی
مثل غروب،تنگِ دلم،تیره شده رنگ دلم پر میشه از غصه وغم،وقتی که می لنگه دلم
حس میکنم،تنگ دلت،واسه دلتنگی من قشنـگه اون ناز نگات،به حس یک رنگی من
دلم میخواد پر بکشه، بیاد به بـوم عاطفه ولی گرفتـــار منه، تو خــونه سنـــگی من
* * * *
بیا که مشتاق تر از همیشه ام!
تو در کجای خاطره ام اقامت گزیده ای که درچشم انداز تنهایی ام همیشه پیدایی؟!
۱- بازگشت از سفر زیارتی ۴ روزه خانوادگی به مشهد مقدس
۲-فعلیت مجدد وبلاگی شامل مطالعه نظرها و بارگذاری مجدد
۳-شرکت در مراسم سالانه تجلیل از خادمان نمازجمعه ساری،در این مراسم فرماندهی محترم سپاه ساری،رئیس اداره تبلیغات اسلامی ساری،رئیس اداره ارشاد اسلامی ساری،معاون فرماندار ساری، رئیس اداره تربیت بدنی ساری،امام جمعه موقت ساری و سایر دوستان شرکت داشته اند.
تذکر اینکه اینجانب مسئول کمیته علمی این ستاد میباشم.
۴-سخنرانی در مراسم تجلیل از خادمان نماز جمعه ساری در باشگاه برق ساری پیرامون جایگاه خدمت به نمازگذاران وشرابط قبولی خدمت در نظام الهی شامل خلوص،آگاهی،استمرار و مهارت ونیز برخورداری از ظرفیت و روحیه خستگی ناپذیری و دلسرد نشدن و منت نکردن و با خدا معامله کردن و نتیجه گیری مبنی بر اینکه در سنگر خدمت پست ترین و سخت ترین کارها از اجر الهی بیشتری برخوردارند.
بنام خدا
اولین شعر حماسی ام در باره جنگ:
شعر حماسی مذکور را اینجانب سرودم و یکی از پاسداران مازندرانی بنام آقای عسگری اسماعیل پور اهل بابل آن را به زیباترین شکل ممکن اجرا نمودند.
مطلع این نوحه حماسی چنین بود :
بهــر فتـــح کــربــــــلا بــا کـــاروان میــــرود ایــن لشــــکر از مــازنـدران
پـــر امیــــد وپــرنشــاط وپــرتـــوان میــــرود ایــن لشـــکر از مــازنــدران
اولین اعزام به جبهه های جنگ:
سال ۶۰، سال اعزامهای ویژه داوطلبان به جبهه ها بود.من در آن زمان بعنوان نویسنده و گزارشگر رادیو در مرکز صدا و سیمای مازندران اشتغال بکار داشتم و با توجه به اینکه در جریان تشییع جنازه شهدای جنگ تحمیلی گزارشگر منحصر بفرد شده بودم،روزی شهید بزرگوار سردار محمد حسن قاسمی طوسی که رابطه بسیار صمیمی بین ما وجود داشت،با من تماس گرفت و متعاقب اعلام آمادگی های قبلی، پرسید که آیا حاضرم همراه بچه ها به جبهه ها اعزام شوم؟!من سراسیمه پذیرفته و در فاصله زمانی کمتر از ۴ ساعت!پس از کسب اجازه از مرحوم علیرضا بابازاده(بهشهری)که مسئول سازمانی ام بوده،وتنها با برداشتن یک دستگاه ضبط و دو بسته نوار کاست به سپاه رفته و از ساری به چالوس که آن زمان مرکز فرماندهی منطقه ۳ سپاه گبلان و مازندران بوده،عزیمت کردیم
دیدار شیرین با امام راحل:
یکی از زیباترین خاطرات زندگی ام به دیدار شیرین و بیادماندنی ام با امام راحل مربوط میشود.
در سال ۱۳۶۲ در حالیکه در یک اردوی ۴ ماهه دانشجویی در تهران بسر میبردم/ناگهان خبر دادند که توفیق دیدار امام عزیز حا صل شده و ما را برای آماده شدن تشویق کردند.اولین بار بود که میخواستم امام را ببینم و سر از پا نمی شناختم.
دیدار بیاماندنی با رهبرمعظم انقلاب!
این دیدار مربوط به سفر پربرکت معظم له به مازندران در سال ۷۴ میشود که طی آن و در جریان دیدار
پرشور بسیجیان مازندران با ایشان در حسینیه عاشقان کربلای ساری،به مساعدت دوستان بزرگوار و
ترجیحاً سردار متولیان فرمانده سپاه بیت وآقا وحید(مسئول برنامه سفر)انجام پذیرفت.
بنام خدا
خاطره های تاثیر گذار با شهیدمظلوم بهشتی و چهره های نامدار:![]()
اواخر سال 58 و دقیقاً در ایام سالگرد پیروزی با شکوه انقلاب اسلامی بنا به دعوت دفتر انجمنهای اسلامی دانشجویان سراسر کشور،اینجانب به اتفاق تعدادی از دانشجویان دانشگاههای ساری به یک اردوی سیاسی-عقیدتی-ورزشی 4ماهه در تهران (مدرسه سابق امریکائیها در لویزان)عزیمت کردم.
دیداردل انگیز با شهید عزیزرجایی:
یکی دیگر از خاطرات قشنگ من مربوط به دیدار تاریخی ام با شهید رجایی در سال 59 در جریان سفر ایشان به
ساری است که حقیقتاً ماندگارترین خاطره من از روزهای اولیه انقلاب است.

بنام خدا
پاسداشت دوستان شهیدم:
به انگیزه پاسداشت یاد و نام و مرام و منویات دوستان شهیدم،برخودفرض می دانم که در نهایت تواضع و
ادب، این وبلاگ را در همان ابتدای راه به نام نامی دوستان شهیدم متبرک و مقدس سازم:
۱--سردار پاسدار شهید محمدحسن قاسمی طوسی-نکا
2-سردار پاسدار شهید مسعود شعبانزاده -بابل
3-سردار پاسدار شهید حجت الله مستشرق-ساری
4-سردار پاسدار شهید محمدرحیم بردبار-نکا
5-سردار پاسدار شهید ایرج(یاسر) غرایاق زندی-چالوس
6-سردار پاسدار شهید محمدرضا کارگر فرح آبادی-ساری
7-سردار پاسدار شهید درویشی ولشکلایی-ساری
8-سردار پاسدار شهید حسن حسن پور ولشکلایی-ساری
9-سردار پاسدار شهید مجتبی علمدار-ساری
10-روحانی شهید حجت الاسلام سیدجواد شفیعی مازندرا نی-ساری
۱۱-روحانی شهید حجت الاسلام سید حسین رضوی جمالی-ساری
۱۲-طلبه شهید بخشنده-ساری
۱۳-طلبه شهید فیض الله طهماسبی -ساری
۱۴-بسیجی شهید غلامعلی پلی-ساری
15-بسیجی شهید محمدباقر مهاجر دارابی-ساری
16-بسیجی شهید موسی رمضانپور-ساری
17-بسیجی شهیدپرویز(ایرج) خلردی-ساری
18-بسیجی شهید صادق معلمی-ساری
19- بسیجی شهیدسعید بخشی کیادهی-ساری
20-بسیجی شهیدخیرآبادی-ساری
21-بسیجی شهید مسلمی-ساری
22-بسیجی شهید قاسمعلی کرامتی فرح آبادی-ساری
23-بسیجی شهید اسماعیل خلیلی(اسماعیل چریک)-ساری
24-بسیجی شهید علی قائمی-ساری
25-بسیجی شهید فلاحیان دازمیری-ساری
26-بسیجی شهید ابراهیم غلیاف -ساری
27-پاسدار شهید محمدعلی عبوری-ساری
28-پاسدار شهید قاسمعلی عبوری-ساری
29-پاسدار شهید حجت الله عبوری-ساری
30-پاسدار شهید حسین طاهری فرح آبادی-ساری
31-پاسدار شهیدجواد بابایی-ساری
32-پاسدار شهیدخلیل صفری-ساری
33-پاسدار شهیدحمید مسکار-ساری
34-پاسدار شهید خلیل شمشیر بند-ساری
35-سرباز شهید حسن بخشیان فرح آبادی-ساری
36-سرباز شهید محمدرضا عقیلی فرح آبادی-ساری
37-سرباز شهید سعید مظفری فرح آبادی-ساری
38-سرباز شهیدمحمد کنعانی فرح آبادی-ساری
39- سرباز شهیدسلمان نشاگر فرح آبادی-ساری
40-سرباز شهید اکبر خسروی فرح آبادی-ساری
41-سرباز شهید بهمن گوران اوریمی(فرح آبادی)-ساری
42-سرباز شهید یدالله گوران اوریمی(فرح آبادی)-ساری
43-سروان شهید محمدابراهیم برزگر فرح آبادی-ساری
44-
پیشاپیش از مقام شامخ خانواده های معظم شهدا که به دلیل عدم حضور ذهن،از ذکر نام آنان غفلت شده است،قلباً عذرخواهی مینمایم و پیشانی به خاک پاک زیر پایشان می سایم،تا سرسپردگی و ارادت خویش را در همان اولین روزهای فعالیت وبلاگی ام به آنان اعلام دارم و یقیناً در جریان این فعالیتها بطور مستمر بر سیاهه نام دوستان شهیدم افزوده خواهد شد.
مدیریت وبلاگ – صادقعلی رنجبر
باور عشق
از عطش آتش گرفتم، ساقیـــــا ســـــــــاغر بده جرعه ای دادی و اما،جرعه ای دیگر بده
تشنه راساقی طبیب است و،منم بیمارعشق کنج میخـانه مرا هم،شهد جان آور بده
مثل گل نازک خیالی میکنم گریه چون ابر شمالی میکنم
در فراق روی زیبای تو گل مثل بلبل عقده خالی میکنم
نیمه شب آمده بودی که بمانی و نشد
غم غربت ز روانم بتکانی و نشد
آمدی تا که چو مرغان سحر،نغمه عشق
پی آرامش جانم،بفشانی و نشد